کسب و کارهای کوچک و متوسط و نقش آنها در توسعه اقتصادی

کارآفرینی و ایجاد کسب وکارهای کوچک و متوسط به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی و اجتماعی، نقش اساسی در فرایند توسعه جوامع دارند.

از آنجا که نمی توان اثر کسب وکارهای کوچک و متوسط را در رشد اقتصادی کشور ها نادیده گرفت، برای پیشرو بودن در این امر، کشورها اقدام به سیاست گذاری و برنامه ریزی های بلند مدت کرده و مشوق ها و شرایطی را به وجود می آورند تا از پتانسیل سازنده ی کسب وکارهای کوچک و متوسط برای رسیدن به رشدی پایدار استفاده نمایند.

توسعه کسب وکارهای کوچک و متوسط، رمز توسعه اقتصادی دهه آینده است. بررسی‌ها نشان داده است که کسب وکارهای کوچک و متوسط از طریق چهار کانال کارآفرینی، نوآوری و تغییر فناوری، پویایی صنعت و در نهایت ایجاد فرصت‌های شغلی و افزایش درآمد بر اقتصاد جهانی تاثیرگذارند. در دو دهه اخیر تغییرات محتوایی و کیفی بسیار زیادی در بازارهای جهانی رخ داده است؛ و ماهیت کسب و کارها تغییراتی اساسی کرده است؛ به موازات آن، دوره تولید محوری به انتهای حیات خود رسیده و دوره مشتری محوری در حال شکل‌گیری است. تولیدکنندگان صنعتی، با هدف استفاده بهینه از امکانات و جلوگیری از هدر رفتن منابع با ارزش، تمهیداتی اندیشیده‌اند که نتیجه آن تغییر در ساختار صنعتی خواهد بود. یکی از مشخصات بارز و اصلی این تغییر ساختار، رشد و ترویج بیش از پیش کسب وکارهای کوچک و متوسط است. 

(ادامه مطلب را بخوانید...) 

کسب وکارهای کوچک و متوسط، در اکثر کشورها به عنوان عناصر مهم در پیشرفت های اقتصادی- اجتماعی شناخته شده اند. این کسب وکارها خصوصاً در ایجاد فرصت های شغلی با سرمایه گذاری های پایین، توسعه های منطقه ای، توسعه های سازمانی شرکت های متکی بر اصول تکنولوژی، نوآوری محصولات و ایجاد روش های نوین، اهمیت بسزایی دارند. نگاهی به نظام اقتصادی- اجتماعی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و نو توسعه  یافته ی جهان نشان می دهد که ایجاد و حمایت از کسب وکارهای کوچک و متوسط یکی از اولویت های اساسی در برنامه های توسعه اقتصادی این کشورها است. این بنگاه-های اقتصادی علی رغم آنکه به سرمایه گذاری کمتری نیاز دارند، بازدهی بیشتری داشته و در ایجاد اشتغال، ایجاد بستر مناسب برای نوآوری و اختراعات و افزایش صادرات این کشورها، نقش مهمی دارند. در بسیاری از کشورها این بنگاه ها، تامین کنندگان اصلی اشتغال جدید، مهد تحول و نوآوری و پیشرو در ابداع فناوری های جدید بوده اند. از سوی دیگر این کسب وکارها به دلیل ویژگی های منحصر به فرد خود می توانند از جاذبه های فراوانی برای بخش خصوصی برخوردار باشند، که این امر بسته به شرایط داخلی اقتصادی کشورها قوانین و سیاست های حمایتی در کشورهای مختلف به عنوان الگویی موفق برای توانمند سازی علمی و صنعتی معرفی شده است. 

در همین راستا امروزه اصلاحات اقتصادی از نوع تشکیل و راه اندازی کسب وکارهای کوچک و متوسط در بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای درحال توسعه به عنوان یک رویکرد راهبردی محسوب می شود و لزوم تغییر نقش دولت، توانمندسازی بخش خصوصی، رقابت پذیری اقتصاد و تعامل با قواعد جهانی سازی و ... سیاست گذاری‌های مبتنی بر آزادسازی اقتصاد و تقویت بخش خصوصی را جهت توسعه فعالیت های اقتصادی ضرورت می بخشد.

ایجاد و حمایت از کسب وکارهای کوچک و متوسط یکی از اولویت های اساسی در برنامه های توسعه اقتصادی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و در حال توسعه می باشد. بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط در ایجاد اشتغال، و فراهم کردن بستر مناسب برای نوآوری و افزایش صادرات نقش مهمی دارند. این قبیل از کسب وکارها از انعطاف پذیری بیشتری برخوردارند و کارآفرینی و خلاقیت بیشتری در آنها صورت می پذیرد. به عبارت دیگر کسب وکارهای کــوچک و متوسط راحت تر می توانند خود را با تغییرات پرشتاب محیطی منطبق کرده و نسبت به عوامل اقتصادی و سیاسی سریعتر واکنش نشان دهند و ریسک کمتری را نسبت به شرکت های بزرگ متحمل می شوند. 

تحولات پیچیده و سریع چند دهه اخیر و نیز شتاب گیری روند جهانی شدن موجب شده است تا جوامع گوناگون تلاش کنند تا بیش از پیش خود را برای پذیرش تحول آماده کنند. آنچه که تا چند دهه پیش به عنوان یک امتیاز اقتصادی تلقی می شد، عبارت بود از برپایی و فعال نگهداشتن کسب وکارهای بزرگ و چنین استدلال می شد که هرچه این کسب وکارها بزرگتر باشند، اقتصاد پویاتر و قدرتمندتر می گردد. اگرچه این تفکر طی چندین دهه رونق گرفت و برپایه آن شرکت های غول پیکری هم پدیدار شدند؛ ولی تحولات اخیر و به ویژه فشارهای جمعیتی، نوآوری های لحظه به لحظه، پیچیده تر شدن فرایندهای مدیریتی و تصمیم گیری، نیاز به تصمیم گیری های آنی و ضروری و تجارب حاصل از فعالیت های کسب وکارهای کوچک و متوسط اهمیت این بنگاه ها را نمایان ساخته است.

امروزه به منظور حمایت و مرتفع سازی مشکلاتی که این گونه کسب وکارها با آنها روبه رو هستند، در کشورهای مختلف قوانین و تسهیلات گوناگونی برای حمایت از آنها به وجود آمده است و ایجاد فضای مناسب برای کمک به رشد و توسعه آنها یکی از مسئولیت  های اصلی دولت ها است. در کشور ما نیز برای نیل به اهداف مورد نظر اهتمام ویژه ای  بر حمایت از این گونه واحدها در پیش گرفته شده است.

تعریف کسب وکارهای کوچک و متوسط

کسب وکارهای کوچک و متوسط در کشورهای مختلف جهان دارای شباهت های بسیاری هستند اما با این وجود، نمی توان تعریف واحد و یکسانی از آنها ارائه داد و هر کشور باتوجه به شرایط خاص خود، تعریفی از آ ن ها ارائه کرده است. در برخی از کشورها، این تعریف تنها بر اساس تعداد نیروی کار شکل می‌گیرد، در حالی که در برخی دیگر، متغیرهای مالی مانند گردش مالی و یا دارایی ها نیز در این تعریف گنجانده می‌شود. با این حال، مهم ترین متغیری که مبنای تمامی تعاریف ارائه شده قرار می‌گیرد، تعداد کارکنان می‌باشد که از این متغیر نیز در کشورهای مختلف و حتی در صنایع مختلف، تعاریف متفاوتی ارائه شده است.

طبق تعریفی که بانک جهانی از کسب وکارهای کوچک و متوسط ارائه داده، این کسب وکارها به بنگاه‌هایی اطلاق می‌گردد که دارای حداکثر 300 پرسنل بوده و فروش کل سالیانه آن از 15 میلیون دلار تجاوز نکند. بر اساس تعریف ارائه شده از سوی این بانک، چنین کسب وکارهای را می‌توان به سه طبقه خرد، کوچک و متوسط تقسیم کرد:

طبقه‌بندیکسب وکارها بر اساس تعریف بانک جهانی

 

 
طبقه‌بندی کسب وکارها
تعداد پرسنل
کل داراییها/ فروش سالیانه
1
کسب وکارهای خرد
کمتر از 10 نفر
کمتر از 100 هزار دلار
2
کسب وکارهای کوچک
بین 10 تا 50 نفر
بین 100هزار و 3 میلیون دلار
3
کسب وکارهای متوسط
بین 50 تا 300 نفر
بین 3 میلیون و 15 میلیون دلار

 

در ایران نیز تعریف کسب وکارهای کوچک و متوسط از سازمانی به سازمان دیگر فرق می‌کند و تعریف واحد و مشترکی در این خصوص وجود ندارد. ارگان‌ها و سازمان‌های مختلف هر یک بنا به مقتضیات کاری خود، تعاریف و تقسیم‌بندی‌های متفاوتی ارائه داده‌اند. وزارتخانه‌های ذیربط اعم از وزارت صنعت، معدن و تجارت یک تعریف از این کسب وکارها دارند و بانک مرکزی و مرکز آمار نیز هر یک تعاریف متفاوتی از این بنگاه‌ها ارائه داده‌اند. شاخص‌های مختلفی برای تعریف این کسب وکارها وجود دارد اما شاخصی که در این تعاریف مشترک است، تعداد کارکنان این کسب وکارها می‌باشد. به عنوان نمونه در طبقه‌بندی اداره آمار بانک مرکزی واحدهای با کمتر از 10 پرسنل «خرد»، 10 تا 49 پرسنل «کوچک»، 50 تا 99 پرسنل  «متوسط» و بالاتر از 100 پرسنل «بزرگ» نامیده می‌شوند.
اهمیت کسب وکارهای کوچک و متوسط در اقتصاد
تردیدی وجود ندارد که عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط برای توسعه اقتصادی اکثر کشورهای در حال توسعه بسیار مهم است، به همین دلیل، این کسب وکارها همیشه تحت حمایت زیاد دولت کشور خود قرار گرفته‌اند. علاوه بر آن، سازمان‌های بین‌المللی از قبیل بانک جهانی و سازمان توسعه صنعتی سازمان ملل متحد و بسیاری دیگر از کشورها نیز از طریق همکاری های دوجانبه کمک‌های زیادی از لحاظ مالی و فنی به کسب وکارهای کوچک و متوسط نموده‌اند تا جایگاه ارزشمند خود را در کشورهای در حال توسعه پیدا کنند. 
بخش کسب وکارهای کوچک و متوسط اهمیت زیادی برای اقتصاد کشورها دارد؛ چرا که کمک شایان توجهی به اشتغال و تولید ناخالص ملی کرده و رشد این بخش باعث رسمیت بخشیدن به اقتصاد می‌گردد. در بسیاری از کشورها اکثر مشاغل توسط این بنگاه‌ها ایجاد می‌شود. در 30 کشوری که دارای بالاترین درآمد در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) هستند، بیش از دو سوم افراد شاغل در کسب وکارهای کوچک و متوسط مشغول به کار هستند.
برای مثال، طبق بررسی‌های به عمل آمده، کسب وکارهای کوچک و متوسط در برگیرنده بیش از 99 درصد نهادهای کسب و کار در آمریکا بوده و بیش از 80 درصد نیروی کار این کشور در این کسب وکارها مشغول بکار هستند. کسب-وکارهای کوچک و متوسط در کشورهای صنعتی از قبیل ژاپن، استرالیا، آلمان، فرانسه و کانادا نیز از اهمیت بالایی برخوردارند و به عنوان عامل مهمی در رشد اقتصادی و پیشرفت فناوری محسوب می‌شوند. همچنین این کسب وکارها به-دلیل برخورداری از پتانسیل لازم جهت بهبود توزیع درآمد، ایجاد اشتغال، کاهش فقر، رشد صادرات و خلق کارآفرینی، نقشی حیاتی در کشورهای در حال توسعه ایفا می‌کنند. 
ارائه خدمات مالی و بانکی به بخش کسب وکارهای کوچک و متوسط نیز به دلیل اهمیت این بخش در تمامی کشورها از لحاظ اقتصادی بسیار ارزشمند است. به خصوص در کشورهایی با درآمد پایین، بانک‌ها می‌توانند نقشی اساسی در این حوزه ایفا کنند؛ به طوری که ارائه تسهیلات بانکی می‌تواند انگیزه کافی برای بخش غیر رسمی ایجاد کند تا برای دریافت این گونه تسهیلات تمایل بیشتری به ثبت کسب وکار خود و رسمیت بخشیدن به آن داشته باشند.